۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه

درست، غلط، درست‌تر، اصلح، بهترین....

نمی‌دونم تا حالا چند دفعه درخصوص انتخاب و انتخاب کردن نوشتم. (این نمی‌دونم از اون نمی‌دونم‌هاست که یعنی خیلی زیاد)
ولی انصافا من یکی که با این پروسه خیلی مشکل دارم.
هربار هم سر هرچیز کوچیک و بزرگی همین آش و همین کاسه برقراره.
حالا این‌که چی شده که نصف شبی فیلم یاد هندوستان کرده، بماند، فقط این رو بگم که ..
نه، ولش کن، این رو هم نمی‌گم اصلا.

حافظ رو باز کردم، اومد:
سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود، یاد سمن نمی‌کند

البته چون این رو خیلی نفهمیدم،یه‌با دیگه باز کردم، این‌یکی باحال‌تر بود:
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

هیچ نظری موجود نیست: